معرفی انجمن

نیروی انسانی  سرمایه اصلی توسعه هر شهر و کشور است .اگر استعداد های آینده سازان جامعه ای به خوبی شناسای وپرورش یابد ,جامعه پیشرفت خواهد کرد .

((دانشجو))نماینده نسل فرهیخته جامعه است نسلی که توانسته است با سرمایه های اجتماعی مانند خانواده مدرسه و جامعه رشد کند و در مسیر دانش و آگاهی گام بردارد.

دانشجو از جامعه برآمده است و قرار است در آینده ای نه چندان دور مسئولیت های خطیری را به عهده بگیرد بنابراین باید به قشر جوان و پویا اعتماد کرد وزمینه فعالیت های اجتماعی را برای انان فراهم نمود.

دانش جویان آران بیدگل به دلیل تحصیل در دانشگاه ها ورشته های مختلف از تجربه ها و دانش های متنوعی بهره مندند و به رسمیت شناختن آنان بستری را برای حرکت ثمر بخش نوید می دهد.

شهرستان ما از جنبه ای  علمی و مذهبی وانقلابی از سایر مرکز استان نیر ممتاز تر بوده اما از نظر فرهنگی رشد به خصوصی نداشته است .جوانان این شهر از حداقل امکانات رفاهی –فرهنگی هنری(فرهنگ سرا –استخر – سینما ) وحتی بیمارستان تخصوصی محروم مانده وتفریحاتی همچون موتور سواری در خیابان های شهر و همنشینی های شبانه در پارک و دشت های اطراف میباشد .در حال که جوانان کویر سر شار از شور ونشاط واستعداد می باشند.

واین در حالی است که شهرمان از نظر اقتصادی نیز ممتاز است واین امکان هست که شهرمان از این حال خارج شود .

دانش آموزان نیز در آینده با این مشکلات روبرو خواهند شد با این که هم اکنون نیز بعلت بی توجهی خانواده وعدم آگاهی, با استعداد هی بی نظیر بعلتهای مختلف مانند مشکلات مالی ونداشتن مشاورانی دلسوز وامین رشته ای نامناسب را انتخاب و نمی توانند ادامه دهند.

اما انجمن دانشجویان ویگل با رویکردی آموزشی فرهنگی توسط جمعی از دانشجویان وفارغ التحصیلان پایه گذاری شد ابتدا کمک به دانش آموزان را هدف اصلی قرار داد و به صورت مشاوره و پشتیبانی دانش آموزان را به صورت گروهی وانفرادی شروعبه فعالیت کرد  گامی دیگر راهنمای انتخاب رشته بود .

وتشکیل جلساتی با سایر دانشجویان و فعالان فرهنگی جهت شناسای نیرو وبحث در مورد روش ها وراه های  جذب دانش آموز به تبادل نظر پرداختند .

دعوت از دانشجویان در مراسم هم اندیشان توسعه در عید نوروز 90 که حضور فعال وپر نشاط داشتند .

اقدام دیگر معرفی دانش آموزانی بود که توانسته بودند در کنکور سراسری به دانشگاه های معتبر دولتی راه یابند برای رسیدن به این هدف بنر هایی طراحی و در سطح شهر نصب شد.

گام بعدی ثبت سازمانی غیر دولتی به نام (رهپویان دانش آران و بیدگل)است.که اساسنامه واهداف تدوین شده و مراحل پایانی در حال پیگیری می باشد .

برخی از اهداف انجمن :

ü    مشاوره –پشتیبانی ازدانش آموزان مستعد توسط کارشناسان مشاوره و روانشناسی ودانشجویان موفق وبرتربه صورت گروهی  وفردی

ü    تلاش در ایجاد انگیزه وروحیه خود باوری در بین دانش آموزان

ü    ایجاد پایگاه انتخاب رشته

ü    هم اندیشی دانشحویان وایجاد فضای صمیمانه در بین آنان

ü    سعی درشناسای وبه کار گیری ومعرفی نخبگان شهر در دراستای اهداف

ü    تشکیل  بحث آزاد دانشجویی با موضوع اجتماعی وفرهنگی

ü    تشکیل کارگروهی از مسئولین و خیرین ودانشجویان جهت ارتقا سطح علمی –فرهنگی شهر

ü    دعوت از افراد موفق ومسئول در سطح کلان کشور در جلسات انجمن به صورت  سالیانه

ü    تلاش در بهبود سطح آموزش مدارس وارتباط دانش آموز با پرسنل مدارس – پیگیری اخذ مدارس استعداد درخشان ونمونه دولتی ودر نتیجه کاهش مهاجرت دانش آموزان به شهرهای اطراف

ü    ایجاد شور ونشاط هدف دار اجتماعی جواننان شهر وتنظیم برنامه های فرهنگی وهنری  مانند همایش وجشواره

مارا از نظرات وپیشنهادات خود محروم نفرمایید  

جهت ثبت نظر به وبلاگ ما به نشانی :

www,vigoldaneshjo .blogfa .com

مکان انجمن :

آران وبیدگل – کانون فرهنگی تربیتی بنی طباء

 

 

 

بنر قبولی کنکور

البته آقای دادخواه داندان پز شکی اصفهان قبول شده که در بنر چاپ شده تصحیح شده

بنر فعلا در بیل برد امامزاده قاسم نصب گردیده است  

 

 

تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی مرکز آران و بیدگل

گروه آزمون و سنجش: رئیس واحد کاشان گفت: با درخواست مسئولین و مردم، دانشگاه آزاد اسلامی مرکز آران وبیدگل در این شهرستان افتتاح شد. دکتر دیاری خاطر نشان کرد: این مرکز از نیمسال اول سال تحصیلی 91 – 90 در دو رشته نساجی و معماری در مقطع کاردانی بدون کنکور دانشجو می پذیرد. لازم به ذکر است که این مرکز همراه با مرکز جوشقان وابسته به واحد کاشان فعالیت می کنند

بهشت و جهنم

روزي يک مرد با خداوند مکالمه اي داشت: 'خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت وجهنم چه شکلي هستند؟ '، خداوند او را به سمت دو در هدايت کرد و يکي ازآنها را باز کرد، مرد نگاهي به داخل انداخت، درست در وسط اتاق يک ميز گرد بزرگ وجود داشت که روي آن يک ظرف خورش بود، که آنقدر بوي خوبي داشت که دهانش آب افتاد، افرادي که دور ميز نشسته بودند بسيار لاغر مردني و مريض حال بودند، به نظر قحطي زده مي آمدند، آنها در دست خود قاشق هايي با دسته بسيار بلند داشتند که اين دسته ها به بالاي بازوهايشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتي مي توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمايند، اما از آن جايي که اين دسته ها از بازوهايشان بلند تر بود، نمي توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند
مرد با ديدن صحنه بدبختي و عذاب آنها غمگين شد، خداوند گفت: 'تو جهنم را ديدي، حال نوبت بهشت است'، آنها به سمت اتاق بعدي رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقيقا مثل اتاق قبلي بود، يک ميز گرد با يک ظرف خورش روي آن و افراد دور ميز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق هاي دسته بلند را داشتند، ولي به اندازه کافي قوي و چاق بوده، مي گفتند و مي خنديدند، مرد گفت: 'خداوندا نمي فهمم؟!'، خداوند پاسخ داد: 'ساده است، فقط احتياج به يک مهارت دارد، مي بيني؟
اينها ياد گرفته اند که به يکديگر غذا بدهند، در حالي که آدم هاي طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر مي کنند!'
هنگامي که موسي فوت مي کرد، به شما مي انديشيد، هنگامي که عيسي مصلوب مي شد، به شما فکر مي کرد، هنگامي که محمد وفات مي يافت نيز به شما مي انديشيد، گواه اين امر کلماتي است که آنها در دم آخر بر زبان آورده اند، اين کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما يادآوري مي کنند که يکديگر را دوست داشته باشيد، که به همنوع خود مهرباني نماييد، که همسايه خود را دوست بداريد، زيرا که هيچ کس به تنهايي وارد بهشت خدا (ملکوت الهي) نخواهد شد
.