جلسه با تعداد کمی حدودا 10 نفر و با 10 دقیقه تاخیر شروع شد. استاد خانم سلطانی هم تشریف نیاوردن و بجای ایشون خانم اسماعیلی زحمت تفسیر سوره ناس را کشیدند.
ایشان متذکر شدند که حزب مفصل 4 جز آخر قرآن میباشد که از سوره ناس شروع میشود.
سوره ناس دارای ماهیت پناهندگی است که برای جلوگیری از خطرهایی نیاز به پناهگاه داریم.
پس صحبت خطرهایی است،این خطرها چیستند؟؟؟ این خطر انقدر بزرگ است که ممکن است شامل حال پیامبر هم بشود ، چه برسد به ما انسانهای عادی
بسم الله الرحمن الرحیم
در ابتدا برای رسیدن به این پناهگاه در برابر خطرات از خداوند رحمن و رحیم استمداد مطلبیم.
قل اعوذ برب الناس
قل = بگو ( فعل امر) دستور از جانب خداوند بر پیامبر ص
اعوذ برب الناس = پناه می برم به پروردگار مردم
چرا دیگه پیامبر پناه ببرد به پروردگار ، مگر ایشان معصوم نبوده اند؟؟؟
در جواب میتوان اینگونه گفت که چون ایشان نقش الگویی برای عالمیان را دارند و این نقش بسیار بزرگ است پس خود پیامبر هم از خطرات به خداوند پناه میبرد و همجنین پیامبر نیز دارای قدرت اختیار بوده و با اختیار خود گناه نمیکردند اما چون در وجود خود این احتمال را میدادند که ممکن است در دام شیطان قرار گیرند باز از شر شیطان به خدا پناه میبردند
ملک الناس = حاکم آدمیان
اله الناس = معبود آدمیان
در 3 آیه اول این سوره به 3 صفت خداوند اشاره شد :
1 - رب
2 - ملک
3 - اله
چرا از هزاران صفاتی که خداوند دارد این صفات انتخاب شده است؟؟؟ و ارتباط این صفات با هم چیستند؟؟
گفتیم ماهیت سوره در مورد پناهندگی است. در بحث پناهندگی 3 مورد در نظر گرفته میشود.
1 - کسی که پناهنده میشود -----> حتما انسان است که پناهنده میشود
2 - پناهگاه چه چیزی خواهد بود -------> طبق آیه رب ، ملک ، اله پناهگاه ها خواهند بود
3 - خطر چه چیزی است که باید از آن فراری باشیم ----->؟؟؟؟
من شرالوسواس الخناس
وسواس = (صفت مبالغه بر وزن فعال ) بسیار وسوسه کننده
خناس = ( صفت مبالغه بر وزن فعال ) بسیار پنهان شونده
طبق این آیه آن خطر بزرگ شیطانی است که به صورت خیلی خیلی پنهانی ، انسان را خیلی خیلی وسوسه میکند.
شیطان میخواهد چه بکند :
اول میخواهد جلو تربیت و استعدادهای ما را بگیرد و مربی ما شود
سپس به فکر مالک ما شدن است و فرمانروایی ما را بر عهده بگیرد
و در نهایت معبود ما شود و ما او را پرستش کنیم
پس پناهگاه ما باید به گونه ای باشد که 3 خطر بالا را پوشش دهد . بخاطر همین است که از 3 صفت
رب برای خنثی کردن مربی بودن شیطان، سپس مالک برای خنثی کردن فرمانروایی شیطان و نهایتا اله برای خنثی کردن معبود بودن شیطان در این سوره استفاده شده است.
در جای دیگر وسواس و خناس اینگونه ترجمه شده است
وسواس = منقبض شونده ( انقباض : حالت گرفتگی )
وقتی غافل از یاد خداییم ---------> شیطان ما را میگیرد
وقتی یاد خدا هسیم ------------> شیطان ما را رها میکند
خناس = اسم فرمانده شیطان ها که داستان آن در زیر آمده است.
وقتی خداوند آیه توبه را نازل کرد که توبه را از بندگانش میپذیرد داد شیطان درآمد.چون توبه تمام زحماتی را که شیطان برای فریب انسان کشیده بود را بر فنا میداد.
در اینجا بود که شیطان تمام توله های خود را جمع کرد و جلسه و کمیسیونی! برای حل این معضل که خداوند در دامانشان قرار داده بود ، برپا کردند!! در این کمیسیون!! یکی از توله ها پیشنهاد کرد که ما باید یاد توبه را از انسانها بگیریم که اینها توبه را فراموش کنند .اسم این توله خناس است که احتمال دارد آیه به این توله و در واقع به فراموش کردن توبه اشاره داشته باشد.
پس لازم به یادآوری است به هنگام توبه از خداوند اینگونه بگوییم که
بارپروردگارا مرا از تمام گناهانی که کردم چه آنهایی که در ذهنم هستند و چه آنهایی که از یادم رفتند ، درگذر که تو عالم الغیب و الشهاده هستی.آمین
الذی یوسوس فی صدور الناس
صدور الناس -------- چرا صدور الناس؟؟
صدور از صدر به معنای سینه و در واقع جایگاه قلب در سینه اشاره دارد . در واقع منظور همان روح آدمی است.
صدور در تفاسیر مرکزیت وجود آدمی معنا شده که همان روح و یا فکر است.
یوسوس فی صدور الناس در زمان کنونی میتواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
بخاطر حرف مردم کاری را انجام دادن مثلا بخاطر اینکه آنان نگویند این یک آدم املی است پس باید در جامعه با مانتو بدن نما حضور پیدا کرد و یا بخاطر اینکه نگویند این یک آدم شیخ خشک مذهب هست پس در مراسم عروسی باید آهنگ لهو و لعب و یا حرکات موزون را تحمل کرد و خدایی ناکرده انجام داد و یا تبلیغات های سو که علیه مجالس مذهبی میشود که مثلا میگویند روضه باعث افسردگی میشود و ....... تمام اینها مصادیقی از یوسوس فی صدور الناس هستند
دقت داشته باشیم که در روایات آماده است : نگه داشتن ایمان در دوره آخر الزمان مانند نگه داشتن آتش در کف دست است. پس مومن بودن بسیار سخت اما با تحمل سختی هایش امکان پذیر است
گفتیم صدور الناس یعنی مرکزیت وجود آدمی که روح و یا فکر است
باید دقت داشته باشیم که برای اکثریت گناهان ابتدا فکر گناه در ذهن ما پرورش پیدا میکند و بعد خود گناه لباس عمل بر تن میکند.
پس در مسیر خودسازی روی افکارمان باید دقت فراوانی داشته باشیم و مراقبت کنیم.(باید عاقلانه رفتار کنیم)
من الجنه و الناس
جن = منظور همان شیطان است که از جنس جن است
خیلی ها شنیده اند که ابلیس یک فرشته بوده است ، نه اینگونه نیست . ابلیس از جنس جن است اما بخاطر عبادتهای زیادی که داشته ، امام جماعت فرشتگان میشود و بنده مقرب درگاه الهی که سپس بخاطر سجده نکردن بر آدم در جایگاه اسفل االسافلین قرار میگیرد!
الناس = همان آدمیانند که با حرف ها و افکار گاها پلید خود دیگران را فریب میدهند
در پایان خانم اسماعیلی سوالی مطرح کردند که تا جلسه بعد روی آن فکر شود:
چرا در سوره ناس بخاطر یک خطر به 3 صفت خدا اشاره شده اما در سوره فلق بخاطر 3 خطر بزرگ به یک صفت خداوند که فلق است اشاره میکند؟؟
بعداز اتمام جلسه هم سوالاتی دانشجویان داشتند که با استاد مربوطه مطرح کردند
اگر خلاصه کمی و کاستی داشت به بزرگواری خودتون ببخشید
التماس دعا