هنر انسانهای بزرگ...

هنر انسانهای بزرگ این است که

به دشواری کار نمی اندیشند،

بلکه به عظمت آنچه خواهند یافت فکر میکنند .

بعضي از آدم ها...

بعضي از آدما جلد زركوب دارند بعضي جلد ضخيم وبعضي جلد نازك آنقدر كه بايد مراقبشون بود صدمه نبينند، بعضي از آدما

كاغذ هايشان كاهي است وبعضي از آنها سفيد ومرتب ،بعضي از آدما ترجمه شده اند، بعضي از آدمها تجديدچاپ ميشوند

وبعضي از آدمها فتوكپي آدمهاي ديگرند، بعضي از آدمها فقط جدول سرگرمي اند وبعضي از آدم ها معلومات عمومي اند،

بعضي از آدمها خط خوردگي دارند وبعضي از آدمها غلط چاپي دارند از روي بعضي از آدمها بايد مشق نوشت آنها سرمشق

هاي خوبي دارند واز روي بعضي از آدمها بايد فقط جريمه نوشت، بعضي از آدمهارا بايد چند بار بخوانيم تا معني آنهارا

بفهميم وبعضي از آدم ها را بايد نخوانده دور انداخت وبعضي از آدمها مخصوص نوجوانان نوشته ميشوند وبعضي مخصوص

بزرگسالان بعضي از آدمهائي كه نوجوانان نوشته ميشوند خيلي بچه گانه وسطحي هستند.

 

افتخاری دیگر در شهرمان

                                         پذیرش  جناب آقای

          میثم حکیمیان بیدگلی  به مرحله دکترای معدن دانشگاه کاشان

                 رابه ایشان و خانواده محترمشان عرض تبریک و تهنیت داریم


                       امیدواریم که در مراحل دیگر زندگیشان نیز مایه افتخار شهرمان شوند

اطلاعيه

آقاي ساطع به عنوان مدير صندوق قرض الحسنه انتخاب شدند دوستاني كه تمايل به شركت دارند مي توانند مبلغ تعيين شده را در زماني كه در جلسه پنج شنبه اعلام مي شود به شماره كارت زير كه از ايشان است واريز نمايند.

در صورتي كه مبلغ واريز شده به حد نصاب لازم نرسد( حداقل 150 يا 200هزار تومان)پول هاي پرداختي برگشت داده خواهد شد

شماره كارت 6104337241490893

جلسه هفته قبل

جلسه هفته قبل با حضور اکثر اعضای اصلی وفعال موسسه برگزار شد که در ابتدا بنده  خلاصه ای از فعالیت های 6 ماهه اول سال 92 ارائه نمودم . بعد در مورد فعالیت ها انجام شده نقد وبررسی توسط تک تک حاضرین انجام شد . در ضمن افرادی هم انتقادات خود را بیان نمودند که مواردی از  آن پاسخ داده شد و موردی هم مورد قبول واقع شد . 

از جمله فعالیت های 6 ماهه نخست سال :

1 - بر پایی غرفه به منظور آشنای و دیدار اعضا در همایش نیک اندیشان عید نوروز (نمایش کلیپ از فعالیت ها و کتاب خانه عبوری- فال حافظ - بیانیه موسسه )

2 - برگزاری سلسله جلسات بحث آزاد با موضوعات فرهنگی -اجتماعی -علمی برای اولین بار در شهرستان 

3- دعوت از مسئولین (عضو شورا شهر - اداره تبلیغات اسلامی ) و کاندیدای شورای چهارم  در بحث های ازاد 

4 - برگزاری نشت دانشجویان برتر با دانش آموزان( دبیرستان های شهید خدمتی -ابریشم چی و سمیه)

5- جلسه با مدیران مدارس راهنمایی شهرستان جهت همکاری با موسسه

6- برگزاری کارگاه راهنمایی انتخاب رشته  توسط دانشجو برتر همان رشته در دبیرستان های خدمتی و ابریشم چی

7 - برگزاری جلسات تفسیر نهج البلاغه با حضور استاد سقایی

8- برگزاری جلسات تفسیر قران با محوریت شناخت از خود با همکاری جامعه بیت الزهرا 

9- تهیه بنر از قبولی های کنکور 91 و بنر تبریک آقای حیرانی 


واما ..

 دستور کار جلسه این هفته  : 

1-بحث آزاد ( موضوعات - شیوه - زمان و...)

2- کمیته دانش آموزی ( ارائه برنامه ها توسط اعضا و تقسیم کار )

3- ثبت نام قطعی در صندوق قرض الحسنه موسسه 

4- بررسی راهکاری جذب نیرو 

با تشکر از کلیه اعضا که در جلسه شرکت نموده و با ارائه نظرات کمک نمودند . 

جلسه پنجشنبه  راس ساعت 18:30 در مکان کتابخانه دالارشاد

 برگزار خواهد شد .

تبریک

 کسب موفقیت 2نفر از اعضای موسسه علمی فرهنگی رهپویان در کنکور کارشناسی ارشد

 جناب آقای مصطفی مهیمنی (طبا.تخلص شاعری) موفقیت شما را در پذیرفته شدن  دوره ی کارشناسی ارشد  رشته ی ادبیات پارسی دانشگاه کاشان به شما و خانواده محترمتان تبریک عرض می نماییم به امید تعالی روزافزون شما

سرکار خانم معصومه صنعت پور موفقیت شما  در پذیرفته شدن دوره ی کارشناسی ارشد رشته ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه شهید بهشتی تهران را به شما و خانواده محترمتان تبریک عرض می نماییم به امید تعالی روزافزون شما 

مسیرزندگی

وقتی باختم مسیر را یافتم دربزرگراه زیستن هرگز راه راحت نخواهد بود

 

هرچاله ای چاره ای به من آموخت ودانستم...

 

برای جلوگیری از پس رفت باید رفت باید همواره در حرکت بود

 

و این است مسیر زندگی

 

نظام طبقاتی امری طبیعی یا تحمیلی؟

سنّت خدا در آفرینش، چنان ایجاب میکند که افراد جامعه انسانى با قدرتها و موهبتهاى متفاوتى که دارند، به مشاغل مختلف مشغول شوند، و چرخهاى امور اجتماعى را به بهترین صورت به گردش درآورند، و در مقابل همه به نیازهاى زندگى و معاش خانوادگى و استراحت و تفریح و سفر به حدّ مناسب و «کفاف» دسترس پیدا کنند؛ و در نتیجه هر کس سهم خود را از معیشت براى گذراندن زندگى و رسیدن به تکامل نسبى به دست خواهد آورد

ادامه نوشته

جلسات خود سازی با محوریت سوره های قرآن...

(( ان لکل شی لباب، لباب القران سور المجمل)):هر چیزی را مغز است ومغز قران سوره های حزب مفصل(سوره های ناس تا محمد) است .

دستاوردها بعد از گدراندن حزب مفصل از سوره ناس تا محمد:اشنا شدن با کلیه واژه های قرآن  ومهارت در ترجمه وچون  سور ناس تا محمد مبین محکمات اعتقادی مبانی اخلاق اصول رفتاری در ابعاد فردی اجتماعی است که میتوان با برنامه ای درست و حساب شده از این  حزب در مسیر تکامل وخودسازی استفاده نمود.

دوستانی که علاقمند  هستند جلسات  خود سازی با محوریت قران را ادامه دهند:

دوشنبه ها ساعت6-۸

چهار شنبه ها ساعت4-7

پی نوشت:  از دوجلد اول کتاب مهر نوزده مهر ازمون کشوری برگزار میشود.

پی نوشت 2:برنامه در 12 جلد کتاب بر محور سور محمد تا ناس است .

پی نوشت 3:کسانی که تمایل دارندکتاب را تهییه نمایند:((فهم زبان برمحور سوره ها))-انتشارات گلگشت-محمد نظری مهدی یار رحماندوست حسین صبوحی- رضا نوریان وجمعی از پژوهشگران حوزه ودانشگاه

ضمنا دوستان میتوانند درخواست سفارش کتاب را از استادمربوطه داشته باشند.

پی نوشت 4:برنامه مخصوص موسسه نبوده واز هر قشری بخصوص دانشجویان وکارمندان  طلاب و.. میتوانندکلاسها را شرکت نمایند

پی نوشت5:کلاسها در محل بیت الزهرا برگزار خواهد شد.

 

زن متجددیا مقدس مآب...

در جامعه و فرهنگ اسلامي، سه چهره از زن داريم، يکي زن سنتي و مقدس مأب، يکي چهره زن متجدد و اروپايي مأب و يکي هم چهره فاطمه عليها سلام و زنان فاطمه وار که هيچ شباهت و وجه مشترکي با چهره اي به نام زن سنتي ندارد. سيمايي که از زن سنتي در ذهن افراد وفادار به مذهب در جامعه ما تصوير شده است با سيماي فاطمه (ع) همان قدر دور و بيگانه است که چهره زن مدرن.
اين زن سوم، زني است که مي خواهد انتخاب کند، زني است که نه چهره موروثي را مي پذيرد و نه چهره تحميلي صادراتي پست ترين و پليدترين دشمنان انسانيت را. هردو را آگاه است و هردو را هم مي داند. آنکه به نام سنت تحميل مي شد و در جريان آن به وراثت مي رسيد، مربوط به اسلام نيست. مربوط به سنتهاي دوره پدرسالاريست و حتي آنچه امروز از غرب مي آيد، نه علم است، نه بشريت است، نه آزادي است، نه انسانيت است و نه مبتني بر حرمت زن است. مبتني بر حيله هاي پست قدرتهاي پست انحرافي و تخديرکننده بورژوازي است.
فقط برخي از زنهاي اروپايي هستند که ما حق شناختشان را داريم و بايد هميشه همان ها را بشناسيم، آنهايي را که فيلمها و مجله ها و رمانهاي جنسي نويسندگان به ما نشان مي دهند و به عنوان تيپ کلي زن اروپايي به ما مي شناسانندواقعا حق نداريم آن دختر اروپايي را بشناسيم که که از شانزده سالگي به صحراي نوبي، به آفريقا، به صحراي الجزاير و استراليا مي رود و تمام عمرش را در آن محيطهاي وحشت و خطر و بيماري و مرگ و قبايل وحشي مي گذراند و شب و روز در جواني و کمال پيري، درباره امواجي که از شاخکهاي مورچه فرستاده مي شود و شاخک ديگر آن امواج را مي گيرند، کار مي کند و چون عمر را به پايان مي برد، دخترش کار او را دنبال مي کند و نسل دوم زن اروپايي در سن پنجاه سالگي، به فرانسه باز مي گردد و در دانشگاه مي گويد : من سخن گفتن مورچه را کشف کرده ام و بعضي از علائم مکالمه او را يافته ام.
حق نداريم مادام «گواشن» را بشناسيم که تمام عمر را صرف کرد تا ريشه افکار و مسائل فلسفي حکمت بوعلي و ابن رشد و ملاصدرا و حاجي ملاهادي سبزواري را در فلسفه يونان و آثار ارسطو و ديگران پيدا کرد و با هم مقايسه نمود و آنچه را حکماي ما از آنها گرفته اند نشان داد و آنچه را بد فهميده اند و بد ترجمه کرده اند در طي هزاران سال تمدن اسلامي تصحيح نمود.

حق نداريم مادام «دولاويدا»ي ايتاليايي را بشناسيم که يک کارش تصحيح و تکميل کتاب نفسانيات بوعلي سينا است از روي نسخه متن رساله نفس ارسطو در زبان يوناني قديم...
حق نداريم مادام «کوري» را بشناسيم که کاشف کوانتوم و راديواکتيويته است يا «زراس دولا شاپل» را که بيش از همه علماي اسلام و حتي همه شيعيان و کباده کشان فعلي ولايت علي و مدعيان معارف علوي، او يک دختر زيباي آزاد و مرفه سوئدي نژاد، با دوري از جو فرهنگي اسلام و زمينه تربيتي و اعتقادي شيعي، از آغاز جواني، زندگيش را وقف شناخت آن روحي کرد که در اسلام مجهول مانده و پي بردن به مردي که در زير کينه هاي دشمن و حيله هاي منافق و مدح و ثناهاي شاعرانه و بي معناي دوست، پنهان شده است، درست ترين خطوط سيماي علي (ع)، لطيف ترين موجهاي روح و ابعاد احساس و بلندترين پرش هاي انديشه او را يافت و رنجها و تنهاييها و شکستها و هراسها و نيازهاي او را براي نخستين بار احساس کرد و نه تنها علي ِاحد و بدر و حنين، که علي محراب و شب و چاههاي پيرامون مدينه را نيز پيدا و نهج البلاغه او را که مسلمانان تنها منتخبات ادبي آن را گردآوري کرده اند - اين دخت کافر جهنمي - آنچه علي به قلم آورده است، پراکنده در اين کتاب و آن دفتر و يا بيشتر نسخه هاي خطي پنهان اينجا و آنجا، همه را گرد آورد و خواند و ترجمه و تفسير کرد و زيباترين و عميق ترين نوشته هايي را که درباره کسي از يک قلم جاري شده است، درباره علي نوشت و اکنون چهل و دو سال است که لحظه اي، سر از انديشه و تأمل و کار و تحقيق و شناخت او برنگرفته است.
حق نداريم که «آنجلي» دختر آمريکايي يا دختر ايرلندي را که دو ملت اسير، چه مي گويم؟ همه مردم آزاده جهان و تمام بشريت مجروح و محکوم تبعيض و ستم و استثمار چشم به آنان دوخته اند بشناسيم و بدانيم که زن فرنگي نه يک عروسک بازيچه دون ها و برده پول و تجمل و جواهر، و کنيز مدرني که تا وقتي بکار است و براي مرد مطرح است که قابل توجه و تمتع هوسبازان و شهوت رانان باشد و بعد از آن دوران، ماشيني است که اسقاط شده است، بلکه تا آنجا پيش رفته که تجسم ايده آل يک ملت و مظهر نجات و غرور و افتخار يک نژاد شده است.
ما حق نداريم دوشيزه «مشين» را بشناسيم که در اشغال پاريس به وسيله نازيها از سنگر نهضت مقاومت فرانسه ضربه هايي چنان کاري بر ارتش هيتلري زد که دوباره غايبانه به مرگ محکوم شد و با اينکه خود يهودي است، انسان بودن و آزادي را در اوجي مي فهمد که اکنون در صف فدائيان فلسطيني، عليه صهيونيسم مي جنگد!
 گویا ما حق داريم مادام «توئيگي» را بشناسيم، به نام آخرين مظهر ايده آل زن تمدن غرب، ملکه زيبايي جهان در سال 1971 و در کنارش برجسته ترين زنان نماينده زن اروپا، ژاکلين اوناسيس، که با پول همه چيز را معامله مي کند و ملکه موناکو و زنان هفت تيرکش پيرامون جيمزباند را. يعني همين ها که گوشتهاي قرباني دستگاههاي توليد اروپايي اند، کنيزان تمدن جديد براي سربندي خواجه هاي تمدن جديد را. اينها را ما ايرانيها حق داريم به عنوان زن متمدن اروپايي بشناسيم. يک بار نديديم که از دانشگاه کمبريج يا سوربن يا هاروارد عکسي بردارند و بگويند که دختران دانشجو چگونه مي آيند و چگونه مي روند، چگونه در کتابخانه ها بر روي نسخه هاي قرن 14 و 15 و الواحي که از 2500 تا 3000 سال پيش در چين پيدا شده، يا روي نسخه اي از قرآن، يا نسخه اي از کتب خطي لاتين و يوناني و ميخي و سانسکريت از صبح تا شب خم مي شوند، بي آنکه تکاني بخورند و چشم به اين سو و آن سو بدوانند و تا کتاب را نمي گيرند و عذرشان را نمي خواهند، سرشان از روي کتاب برداشته نمي شود.
آري! زنان ما نبايد اين زنان را بشناسند زيرا حق ندارند خانم ميش ها و دولايدياها را زن روز يا زن متمدن اروپايي تلقي کنند و تقليد. آنها فقط دو انتخاب بيشتر ندارند : يا قرباني استعمار کهنه ماندن يا قرباني استحمار نو شدن. مذهب؟ زن سفره! تمدن؟ زن بار! تمام.
اگر اين با تمام وجودش مي گريد و نام فاطمه و ياد زينب آتش در استخوانش مي زند و اگر بداند که مي ارزد و به کار مي آيد، عاشقانه جانش را مي بخشد، اما اين دو را نمي شناسد و يک جمله از سخنانش را نمي داند و يک شرح حالشان را نخوانده است و فاطمه

 را فقط کنار در خانه اش، در لحظه اي که در به پهلويش مي خورد به ياد مي آورد و زينب را در ساعتي که از خيمه به سراغ شهيدي بيرون مي پرد و فقط از صبح عاشورا تا ظهر عاشورا از او خبر دارد و از عصر عاشورا ديگر براي هميشه گمش مي کند و درست از روزي که کار زينب و رسالت بزرگش - که وارث حسين است - آغاز مي شود، آگاهي او از زينب پايان مي يابد، مقصر کيست؟
ما مسلمانيم، وجامعه اي که روح و سرمايه اش را از اسلام گرفته است و زني که در اين جامعه مي خواهد خودش باشد و خودش را بسازد و يک بار ديگر متولد شود و در اين تولد جديد، خود ماماي خود باشد نه ساخته وراثت و نه پرداخته تقليد، نمي تواند از اسلام بي نياز و نسبت به آن بي تفاوت بماند.

 

خلاصه ای از جلسه تفسیر سوره ناس شنبه مورخ  92/6/9


جلسه با تعداد کمی حدودا 10 نفر و با 10 دقیقه تاخیر شروع شد. استاد خانم سلطانی هم تشریف نیاوردن و بجای ایشون خانم اسماعیلی زحمت تفسیر سوره ناس را کشیدند.

ایشان متذکر شدند که حزب مفصل 4 جز آخر قرآن میباشد که از سوره ناس  شروع میشود.

سوره ناس دارای ماهیت پناهندگی است که برای جلوگیری از خطرهایی نیاز به پناهگاه داریم.

پس صحبت خطرهایی است،این خطرها چیستند؟؟؟ این خطر انقدر بزرگ است که ممکن است شامل حال پیامبر هم بشود ، چه برسد به ما انسانهای عادی 

بسم الله الرحمن الرحیم 

در ابتدا برای رسیدن به این پناهگاه در برابر خطرات از خداوند رحمن و رحیم استمداد مطلبیم.

قل اعوذ برب الناس                        

قل = بگو ( فعل امر) دستور از جانب خداوند بر پیامبر ص

اعوذ برب الناس = پناه می برم به پروردگار مردم

چرا دیگه پیامبر پناه ببرد به پروردگار ، مگر ایشان معصوم نبوده اند؟؟؟

در جواب میتوان اینگونه گفت که چون ایشان نقش الگویی برای عالمیان را دارند و این نقش بسیار بزرگ است پس خود پیامبر هم از خطرات به خداوند پناه میبرد و همجنین پیامبر نیز دارای قدرت اختیار بوده و با اختیار خود گناه نمیکردند اما چون در وجود خود این احتمال را میدادند که ممکن است در دام شیطان قرار گیرند باز از شر شیطان به خدا پناه میبردند

ملک الناس = حاکم آدمیان

اله الناس = معبود آدمیان

در 3 آیه اول این سوره به 3 صفت خداوند اشاره شد :

1 - رب

2 - ملک

3 - اله

چرا از هزاران  صفاتی که خداوند دارد این صفات انتخاب شده است؟؟؟ و ارتباط این صفات با هم چیستند؟؟


گفتیم ماهیت سوره در مورد پناهندگی است. در بحث پناهندگی 3 مورد در نظر گرفته میشود.

1 - کسی که پناهنده میشود -----> حتما انسان است که پناهنده میشود

2 - پناهگاه چه چیزی خواهد بود -------> طبق آیه رب ، ملک ، اله پناهگاه ها خواهند بود

3 - خطر چه چیزی است که باید از آن فراری باشیم ----->؟؟؟؟

من شرالوسواس الخناس

وسواس = (صفت مبالغه بر وزن فعال ) بسیار وسوسه کننده

خناس = ( صفت مبالغه بر وزن فعال ) بسیار پنهان شونده

طبق این آیه آن خطر بزرگ شیطانی است که به صورت خیلی خیلی پنهانی ، انسان را خیلی خیلی وسوسه میکند.

شیطان میخواهد چه بکند :

اول میخواهد جلو تربیت و استعدادهای ما را بگیرد و مربی ما شود

سپس به فکر  مالک ما شدن است و فرمانروایی ما را بر عهده بگیرد

و در نهایت معبود ما شود و ما او را پرستش کنیم

پس پناهگاه ما باید به گونه ای باشد که 3 خطر بالا را پوشش دهد . بخاطر همین است که از 3 صفت

رب برای خنثی کردن مربی بودن شیطان،  سپس مالک  برای خنثی کردن فرمانروایی شیطان و نهایتا اله برای خنثی کردن معبود بودن شیطان در این سوره استفاده شده است.


در جای دیگر وسواس و خناس اینگونه ترجمه شده است

وسواس = منقبض شونده ( انقباض : حالت گرفتگی )

وقتی غافل از یاد خداییم ---------> شیطان ما را میگیرد

وقتی یاد خدا هسیم ------------> شیطان ما را رها میکند

خناس = اسم فرمانده شیطان ها که داستان آن در زیر آمده است.

وقتی خداوند آیه توبه را نازل کرد که توبه را از بندگانش میپذیرد داد شیطان درآمد.چون توبه تمام زحماتی را که شیطان برای فریب انسان کشیده بود را بر فنا میداد.

در اینجا بود که شیطان تمام توله های خود را جمع کرد و جلسه و کمیسیونی! برای حل این معضل که خداوند در دامانشان قرار داده بود ، برپا کردند!! در این کمیسیون!! یکی از توله ها پیشنهاد کرد که ما باید یاد توبه را از انسانها بگیریم که اینها توبه را فراموش کنند .اسم این توله خناس است که احتمال دارد آیه به این توله و در واقع به فراموش کردن توبه اشاره داشته باشد.

پس لازم به یادآوری است به هنگام توبه از خداوند اینگونه بگوییم که

بارپروردگارا مرا از تمام گناهانی که کردم چه آنهایی که در ذهنم هستند و چه آنهایی که از یادم رفتند ، درگذر که تو عالم الغیب و الشهاده هستی.آمین


الذی یوسوس فی صدور الناس

صدور الناس -------- چرا صدور الناس؟؟

صدور از صدر به معنای سینه و در واقع جایگاه قلب در سینه اشاره دارد . در واقع منظور همان روح آدمی است.

صدور در تفاسیر مرکزیت وجود آدمی معنا شده که همان روح و یا فکر است.

یوسوس فی صدور الناس در زمان کنونی میتواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:

بخاطر حرف مردم کاری را انجام دادن مثلا بخاطر اینکه آنان نگویند این یک آدم املی است پس باید در جامعه با مانتو بدن نما حضور پیدا کرد و یا بخاطر اینکه نگویند این یک آدم شیخ خشک مذهب هست پس در مراسم عروسی باید آهنگ لهو و لعب و یا حرکات موزون را تحمل کرد و خدایی ناکرده انجام داد و یا تبلیغات های سو که علیه مجالس مذهبی میشود که مثلا میگویند روضه باعث افسردگی میشود و ....... تمام اینها مصادیقی از یوسوس فی صدور الناس هستند

دقت داشته باشیم که در روایات آماده است : نگه داشتن ایمان در دوره آخر الزمان مانند نگه داشتن آتش در کف دست است. پس مومن بودن بسیار سخت اما با تحمل سختی هایش امکان پذیر است


گفتیم صدور الناس یعنی مرکزیت وجود آدمی که روح و یا فکر است

باید دقت داشته باشیم که برای اکثریت گناهان ابتدا فکر گناه در ذهن ما پرورش پیدا میکند و بعد خود گناه لباس عمل بر تن میکند.

پس در مسیر خودسازی روی افکارمان باید دقت فراوانی داشته باشیم و مراقبت کنیم.(باید عاقلانه رفتار کنیم)


من الجنه و الناس

جن = منظور همان شیطان است که از جنس جن است

خیلی ها شنیده اند که ابلیس یک فرشته بوده است ، نه اینگونه نیست . ابلیس از جنس جن است اما بخاطر عبادتهای زیادی که داشته ، امام جماعت فرشتگان میشود و بنده مقرب درگاه الهی که سپس بخاطر سجده نکردن بر آدم در جایگاه اسفل االسافلین قرار میگیرد!

 الناس = همان آدمیانند که با حرف ها و افکار  گاها پلید خود دیگران را فریب میدهند


در پایان خانم اسماعیلی سوالی مطرح کردند که تا جلسه بعد روی آن فکر شود:

چرا در سوره ناس بخاطر یک خطر به 3 صفت خدا اشاره شده اما در سوره فلق بخاطر 3 خطر بزرگ به یک صفت خداوند که فلق است اشاره میکند؟؟

بعداز اتمام جلسه هم سوالاتی دانشجویان داشتند که با استاد مربوطه مطرح کردند


اگر خلاصه کمی و کاستی داشت به بزرگواری خودتون ببخشید

التماس دعا




پیام رهبر معظم انقلاب به جوانان من باب خودسازی


فرزندان عزیزم ، آن کس که بکوشد تا در تلاطم حوادث روزگار از گوهر تابناک خرد و ایمان غافل نماند ، هرگز در برابر حوادث کوچک و بزرگ نخواهد لرزید و شک و تردید و وسوسه های خناسان درون و برون راه را بر وی نخواهد بست ، چون کوهی استوار خواهد ماند با صلابت و امید و با دلی هوشیار و چشمانی بیدار به راه خود ادامه خواهد داد.

فهم درست و آگاهی فزاینده ، اخلاص و خداجویی ، ایثار و فداکاری ، صبوری و ایستادگی ، تلاش شما را سازنده و بالنده و ثمر آن را ماندگار خواهد نمود.(81/5/2 گزیده ای از بیانات در همایش سراسری اتحادیه تشکل های دانشجویی)


و یا در گزیده ای از توصیه های ایشان به فرزند شهید سرتیپ صیاد شیرازی میفرمایند:

                                            بسم الله الرحمن الرحیم

جوانی را برای خودسازی روحی و فکری و جسمی مغتنم بشمارید و با قرآن انس بگیرید و در آن تدبیر کنید و نماز را با حضور قلب برگزار نمایید.


اگر بخواهیم گریزی به جواب نامه های مقام معظم رهبری نیز بیندازیم با توجه به متن نامه زیر میتوان فهمید که ایشان تاکید فراوانی به خودسازی دارند


                                                    بسمه تعالی

    آقای محمد علی علیزاده رودسری

    با سلام ،

نامه ارسالی شما به محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیه الله خامنه ای (مدظله العالی ) واصل شد.

بدینوسیله ضمن تشکر ،در اجابت درخواست شما ، نصیحتی از معظم له به شرح زیر و یک حلقه انگشتر متبرک به پیوست تقدیم میگردد:

جوانی را برای خودسازی علمی و فکری و روحی و جسمی قدر بدانید و نگذارید این سرمایه بی نظیر تلف شود . خود را با عبادات و قرآن مانوس کنید و برای تقویت اراده ، برنامه ریزی کنید

سلامتی و توفیق روزافزون شما را از خداوند متعال مسالت میکنیم.

                                                                                      سید علی مقدم 1


1-شماره نامه 199741/8و مورخ 80/9/18


حال که بذم خودسازی به لطف پروردگار در شهرستان راه انداری شده است کم لطفیست که از آن بهره نگیریم.

التماس دعا





پیش داوری...

یکی از آفات جدی زندگی دینی در میان برخی از متدینین، پیش داوری است
پیش داوری یعنی اینکه ما نسبت به شخصی یا اندیشه ای بدون اینکه آگاهی کامل داشته باشیم، حکم صادر کنیم
و این قضیه معمولا در بین متدینین اتفاق می افتد؛ به راحتی می گوییم خب تکلیف غیرشیعیان وغیرمسلمانان که مشخص است و این باعث می شود که رحمت عام و محبت عام را نسبت به سایر انسان ها از دست بدهیم
محبت عام یعنی محبت به همه انسان‏ها؛ چه هم‏کیش و چه ناهم‏کیش؛ چه کسانی که در جرگه آیینی ما هستند و چه کسانی که در جرگه آیینی

نیستند. اما عملاً بخش عمده ای از متدینین

این محبت عام، این رحمت عام را آهسته‏آهسته تنگ و تنگ ‏تر می‏کنند تا آنجا که تنها به چند نفر اختصاص می‏یابد.
تعبیر زیبایی که برای رسول گرامی اسلام در قرآن ذکر شده است این است که :
پیامبر رحمه للعالمین است یعنی لطف و مهربانی اش برای همه انسان هاست و مخصوص عده خاصی نیست او نسبت به همه انسان ها مهربان است  گاندی سخن بسیار زیبایی در همین زمینه دارد :او می گوید ((من از گناه نفرت دارم ولی به گناهکار عشق می‏روزم))این همان نظریه محبت عام است. اما این نظریه در کجای تاریخ، در مقام عمل، به فرجام رسیده است؟ تقریباهیچ‏گاه؛ به دلیل آنکه عمده ما متدینین، خود را مالک حقیقت(و نه طالب حقیقت) می‏دانیم و هرکه خود را مالک حقیقت بداند، نسبت به دیگران پیش‏داوری دارد و آنها را معاند با حقیقت می‏داند..

پ.ن :  انسانی كه در مقابل اشتباهش عذر خواهی نكند دو راه دارد :

1)تفسیر غلط كار خود             2)فرافكنی

و هر دوی اینها یعنی سقوط اخلاقی

و می شود آنچه بهار گفته كه :

اقوام روزگار به اخلاق زنده اند          قومی که گشت فاقد اخلاق مرده است

در قرآن كریم 87 بار از معذرت خواهی و توبه صحبت شده است :

پیامبر اكرم در روایتی زیبا می فرماید(( ان كنت قد اخطأت علیك فأعتذر فإن الله ربى وربك یصفح ویعذر))

اگر خطا كردی بر تو واجب است عذر خواهی كنی پس خدای من و تو می بخشد.

و به نظر این وجوب، وجوب اخلاقی است چیزی كه این روزها حلقه مفقوده جامعه ما شده است.

 





چقدر توانایی ایستادن در مقابل مسير غلط جامعه را داريم؟

یكی از بحث هایی كه در محافل روشنفكری و دانشگاهی  به شدت پیگیری می شود بحث از حضور مدرنیته و ارزشهای جدید در كشور است که قبلا هم کمی درمورد آن بحث شدخیلی ها معتقدند كشور ما در معرض تحولات جدی فكری و فرهنگی است و علی رغم اینكه اسلامی است و همه در تلاشند برای هرچه بیشتر اسلامی شدن در بخش فرهنگ و تفكر،با این وجود روز به روز به سمت الگوهای غربی حركت می كنیم و رشد روز افزون اندیشه های غربی در كشور ،كمرنگ شدن دینداری ، رشد حضور زنان در جامعه و موارد این چنینی را از دلایل مدرن شدن ایران می دانند اما این تغییرات از چه راهی درحال اتفاق افتادن است
به نظر، یك فرد یا یك جامعه را می شود از دو راه تغییر داد::

تغییر جهان بینی
اینكه بیاییم و روی فرد یا افرادی به لحاظ فكری و عقیدتی كار كنیم ،چیزی كه به آن شستشوی مغری می گویند این فعالیت در سالهای دور توسط كمونیسم صورت گرفت خصوصا در قبل و سالهای بعد از انقلاب اسلامی كه اندیشمندی یا فرد با سوادی شروع به بحث با عده ای از جوانان می كرد و تمام باورهای قبلی را تخریب و در بلند مدت باورهای دلخواه را جایگزین می كرد فرد قربانی كم كم دچار تغییرات فكری و عقیدتی می شد و نهایتا سبك زندگی اش هم تغییر می كرد مثلا یك جوان مومن شیعه پس از مدتی تبدیل می شد به یك فردی با گرایش های كمونیستی كه دیگر به هیچ مسئله دینی پایبند نبود

تغییر از راه سبك زندگی
این راه دوم مدلی از تغییر است كه در بسیاری از كشورهای جهان سوم اتفاق افتاده و می افتد
در این مدل نیازی به جر و بحث و مغزفرسایی نیست در این مدل تغییر، اساسا با عقیده و مسلك شما كاری ندارند بلكه  آرام آرام شرایط زندگی شما تغییر می كند سلیقه هایتان ،نوع پوشش ،نوع موسیقی هایی كه گوش می كنید، نوع ابزارهای ارتباطی شما با دنیای بیرون و حتی نوع گفتگوهای شما و لذا این تغییر خیلی آرام و نرم اتفاق می افتد ؛ممكن است با گره خوردن نگاه شما به یك شبكه تلویزیونی ودر بلند مدت این اتفاق بیفتد یا حتی گوش دادن به  موسیقی به سبك خاص .

آنچه مهم است این است كه این روزها همه ما به نحوی در معرض تغییرات به سبك دوم هستیم مراقب باشیم این تغییر سبك زندگی با مجموعه باورهای ما سازگار باشد یعنی اگر تغییری در یكی از شیوه های زندگی با باورهای دینی و باورهای اخلاقی مان سازگار نبود در مقابل آن تغییر بایستیم


خلاصه ای از جلسه خودسازی  با محوریت سوره ها ی قران...(سوره عادیات)

استادگرانقدر سرکار خانم سلطانی استاد حوزه ودانشگاه بعد از قرات وترجمه ایات سوره عادیات سراغ تفسیر وکاربرد آن در خود سازی رفتند.

نمایی از سوره :خداونددراین سوره از شدت بی توجهی وناسپاسی انسان در برابر پروردگارش سخن به میان آورده  وبرآگاهی خداوند از درون وبرون سینه درعرصه قیامت تاکید میکند.

براستی چرا انسان این قدر ناسپاس است؟

1-انسان هر چه را که به او سود برساند دوست میدارد وبه سوی آن حرکت میکند اما در برابر پروردگار خویش غافل ودر حرکت به سوی او کنود وخمود است آیا جلب رضایت خدا را به سود خود نمیداند واز خیر بودن آن بی خبراست ؟

2-بی تردید خداخیر مطلق است وانسان باید با شتاب تمام وبهره گیری از نیروهای خدادادی به سوی اوحرکت کند.

3-توجه به اگاه بودن پروردگاروظاهرشدن آگاهی اودرقیامت، درمان انسان کنود و ناسپاس است ومیتواند زمینه سازحرکت پر سرعت انسان در جهت جلب رضای خدا باشد.

کنود از واژه هایی است  که در سوره عادیات بکار رفته است  کنود به چه معناست ؟به معنای انسان کفرورز ناسپاس، کنود از همان کند زبان فارسی می آید((کند)) یعنی کسیکه در مسیرخودسازی ورشد روحی همانند اسب های دونده(اشاره به قسم هایی که در ابتدای ایات این سوره آمده) نیست وبجای حرکت در مسیر صعودی خودسازی در مسیرنزولی

درحرکت است  پول وعلم و..دنیا بجای رشدصعودی برایش رشد نزولی در پی دارد خود را مالک پول وفرزندوعلم ومدرک میداند

در حالیکه خدا مالک آن هاست وآن ها فقط امانت های خدادادی هستند. وخود محوری جای خدامحوری را در چنین انسانی که رشد نزولی دارد میگیرد

 درابتدای ایات به انرژی فزاینده ای اشاره شده است که فرد باید با همین انرژی در مسیر خودسازی خدامحوری ورضایت خدا پیش برود ودر مسیر خود سازی تند و سریع باشدنه کند وخمود ودر مسیراز وسوسه های شیطان و نفس اماره غافل نماند.

 پی نوشت1: دوستان اگرتمایل به ادامه جلسات داشته باشند وبه حدنصاب 20 نفر برسندجلسات ادامه پیدا میکند.

پی نوشت 2:پیشنهاد حقیراگرجلسات تشکیل شد: برای اینکه کاری مقطعی نداشته باشیم ومطالب را بصورت کاربردی در زندگی بکار ببریم واز انجایی که نسل ما خواستار سرعت درآموزش است جلسات را بصورت فشرده جمعه ها ساعت3-6ودوشنبه ها ساعت 4تا6 تا پایان شهریورداشته باشیم. وبعد از آن برای ادامه ویا قطع کارمیتوان برنامه ریزی کرد (قابل دکر است استاد فقط همین ساعات را فرصت دارند)

پی نوشت3:برای کلاس تهیه کتاب لازم است که درآن نمایه کلی سوره ها ترجمه ومفاهیم کاربردی و.. وجود داردکه توسط استاد مبسوط تر وعملی تر تدریس میشود.

پی نوشت4:جلسات بصورت مباحثه ای وبرنامه کاربردی برای زندگی خواهد بود.

پی نوشت5: دوستانی که  تمایل دارندبصورت قطعی جلسات را تشریف بیاورند ویا دوستانی دارندکه تمایل به شرکت دارندلطف کنندهرچه زودتردر قسمت نظرات اعلام امادگی نمایندکه اگر به حد نصاب رسید دومین جلسه را همین جمعه برای موسسه داشته باشیم

تذکر:قراربراین بوده که ما جلسات را حتما تشکیل دهیم یعنی دوستان موسسه هم به حدنصاب نرسندما کلاس را برای عموم دانشجویان تشکیل خواهیم دادحال اگر دوستان به حد نصاب رسیدند که جلسات جداگانه ای برای موسسه تشکیل خواهد شد.

تشکر نوشت: با تشکر از دوستانی که تا پایان جلسه این هفته با سعه صدر مباحث را دنبال کردندو بعد از جلسه ابراز رضایت نمودند.

معذرت نوشت:با عرض پوزش از دوستانی که بدلیل طولانی شدن توضیح طرح ومقدمه جلسه ، جلسه را ترک گفتند واز جلسه  حظ لازم را نبردند امیدکه با قضاوتی غلط وعجولانه جلسه را ترک نگفته باشند.

و باتشکرویژه وخاص: از دوستانی که آنقدر علاقمند ومسول بودندکه تادم در جلسه هم آمدند وآنقدرتمیزوزیبا پیش داوری کردند که حتی حاضر نشدند درجلسه حضورپیداکنند وبعد به قضاوت بنشینند.

.