روز مادر مبارک

گویند مرا چو زاد مادر

پستان به دهان گرفتن آموخت

شبها بر گاهواره من

بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد

تا شیوه راه رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم

الفاظ نهاد و گفتن آموخت

لبخند نهاد بر لب من

بر غنچه گل شکفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست

تا هستم و هست دارمش دوست  

تقدیم به تمام مادران دلسوز ودوست داشتنی...

پسر بچه اي يک برگ کاغذ به مادرش داد .
مادر که در حال آشپزي بود ،دستهايش را با حوله تميز کرد و نوشته را با صداي بلند خواند.
او نوشته بود :

صورتحساب !!!
کوتاه کردن چمن باغچه 5.000 تومان
مراقبت از برادر کوچکم 2.000 تومان
نمره رياضي خوبي که گرفتم 3.000 تومان
بيرون بردن زباله 1000 تومان
جمع بدهي شما به من :12.000 تومان !

مادر نگاهي به چشمان منتظر پسرش کرد،چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب اين را نوشت:

بابت 9 ماه بارداري که در وجودم رشد کردي هيچ
بابت تمام شبهائي که به پايت نشستم و برايت دعا کردم هيچ
بابت تمام زحماتي که در اين چند سال کشيدم تا تو بزرگ شوي هيچ
بابت غذا ، نظافت تو ، اسباب بازي هايت هيچ
و اگر شما اينها را جمع بزني خواهي ديد که : هزينه عشق واقعي من به تو هيچ است

وقتي پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند چشمانش پر از اشک شد ودر حالي که به چشمان مادرش نگاه مي کرد. گفت:
مامان ... دوستت دارم

آنگاه قلم را برداشت و زير صورتحساب نوشت:
قبلاً بطور کامل پرداخت شده !!!

قابل توجه اونهائي که فکر ميکنند مرور زمان انها را بزرگ کرده و حالا که هيکل درشت کردند خدا را هم بنده نيستند.
بعضي وقتها نيازه به اين موارد فکر کنيم ...
کساني که از خانواده دور هستند شايد بهتر درک کنند.

روز مادر ولادت یگانه دخت نبی اکرم بر تمام مادران  دوست داشتنی مبارک

یه پیشنهاد

سلام بر همه.راستش یه جورایی تو سال گذشته انجمن در رسیدن به اهدافش ناموفق بود(البته این نظر بنده است وقابل نقد).واون جوری که شاید مدنظر خیلی ها بود مفید واقع نشد.یه چند تا جلسه به همت برادر بزرگوار وارجمند آقای سجادی برگزار شدکه در این جلسات یا خیلی از دوستان به علت مشغله ی بسیار کاری ودر دست داشتن پروژه های بزرگ تحقیقاتی کشوری نتوانستند در جلسه حاضر شوندوامکان بهره مندی حضار  از وجود نورانی ومتبرکشان ازدست رفت (البته بعضی ها واقعا نبودشان توجیه داشته)ویا با وجود بعضی از بزرگان عرصه ی فرهنگ مناظراتی بس پربار ودارای باری چنان عظیم درخصوص مواردی از قبیل جایگاه اصالت فرد وجمع در تربیت بچه های بیدگل رخ داد که به واقع بنده حقیر در یعضی لحظات گمان می کردم دراروپای  100 سال قبل قرار دارم و به طور مستقیم شاهد این بیانات علمی وگهربارم (مثلا در یکی از این جلسات چنان غرق در افکار وسخنان گوینده شدم که خود را در مکتب لیبرالها ودر مقابل سوسیالیسها دیدم.)در جلسه نوروز هم که غیر از سخنان آن پروفسور کویر شناس چیزی نصیب من نشد.خلاصه همه می گفتند بر سر ما چه گذشت اما کسی نگفت ما چه کنیم(تقلید محض از جمله ی دکتر شریعتی ).خلاصه بیش از این چشمهایتان را با خواندن این مطالب خسته نمی کنم اما پیشنهاد.هر کس هر کتاب خوبی که خونده بیاد تو وب اعلام کنه و بقیه اگه دوست داشتن تهیه کنند وبخونند.میشه به روشهای مختلفی برگزار کردمثلا هر ماه در مورد یه کتاب تو وبلاگ بحث بشه یا تو تابستون تو کانون این جلسات ا بگیریم یا اصلا هیچکدام خودمون بریم یخونیم تا حداقل از صدقه سر این وبلاگ تو این مدت 10تا کتاب خونده باشیم .لطفا هر کی موافقه بگه