|
نقاط مثبت و منفی جوانان شهر
برای بررسی این موضوع در ابتدا باید مشخص کنیم دوره جوانی چه سنینی را در بر می گیرد؟
به طور کلی سن جوانی را از 16 -15 سال تا حدود 35 سال مطرح می کنند که از بُعد علمی و در نظر عامه مردم می تواند چند سالی تفاوت داشته باشد.
اگر با توجه به سنین یاد شده به وضعیت اجتماعی و شخصیتی و به ویژه کارهایی را که جوانان شهر در حال انجام آن هستند، بپردازیم خواهیم توانست به نقاط مثبت و منفی آنها پی ببریم.
متاسفانه و یا خوشبختانه جوانان شهر ما به سرعت از درس و تحصیلات به ویژه تحصیلات دانشگاهی دور شده و به مشاغل آزاد و ... روی می آورند. این ویژگی هم می تواند مثبت تلقی گردد و هم منفی!!!
می تواند مثبت باشد چون توجه به کار و زندگی و رسیدن به اهداف با تکیه بر خود را نشان می دهد و از طرفی می تواند منفی باشد چون فرد را صرفاً وارد مشاغل یدی و طاقت فرسا کرده و احتمالاً باعث پایین آمدن تخصص و عدم کارایی بالا می شود. البته به نظر می رسد این ویژگی در بین جوانان شهر با دو محرک اجبار خانواده و یا تلاش برای دستیابی سریع تر به اهداف شکل می گیرد و تکامل پیدا می کند.
به هر روی به نظر می رسد ویژگی های منفی این خصیصه بیشتر از ویژگی های مثبت آن می باشد.
از دیگر خصیصه های مرتبط با جوانان می توان به کمبود اعتماد به نفس اشاره کرد که دلایلی و ریشه های خاصی را برای ما تداعی می کند. از جمله دلایل اصلی پایین بودن میزان اعتماد به نفس، موقعیت جغرافیایی شهر می باشد که عدم رفت و آمد با فرهنگ ها و کمبود کارآفرینی ها و ریسک های بزرگی که زمینه ساز افزایش اعتماد به نفس می شود و عمدتاً در شهرهای بزرگ به قوع می پیوندند، باعث عدم تلاش و ریسک پذیری و در نتیجه کاهش اعتماد به نفس می شود.
از دیگر دلایل پایین بودن میزان اعتماد به نفس و خودباوری، تفکر مبتنی بر پیروزی حتمی است به این معنا که جوان زمانی دست به تلاش می زند که مطمئن باشد در کارش موفق می شود و در غیر این صورت فعالیتی را آغاز نمی کند. عدم تناسب تخصص با مسئولیت محوله و عدم واگذاری مسئولیت به جوانان نیز از جمله دلایل دیگر پایین بودن میزان خودباوری است که در جای خود قابلیت بحث وتحلیل های ریشه ای دارد.
خصیصه ی دیگری که می توان برای جوانان برشمرد افسردگی است که بین افسرده بودن و افسرده به نظر آمدن تردید وجود وجود دارد. شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... می تواند در جامعه ما باعث به وجود آمدن افسردگی شود ولیکن دلیل اصلی افسرده بودن یا افسرده به نظر آمدن نمی تواند صرفاً موارد فوق باشد.
عده ای بر این عقیده اند که جوانان افسرده اند چون مکان و امکاناتی برای تخلیه هیجانی وجود ندارد؛ جوان سرشار از هیجان و بیقراری است و باید مکانی برای ارضا شدن آن وجود داشته باشد البته با مثالهایی می توان این ارضای هیجانی را رد کرده و اصل خودنمایی را مطرح کرد.
شاید یکی از اصلی ترین دلایل افسردگی در بین جوانان صرفاً تفکر به اهداف و آرزوهای دست نیافتی و عدم تلاش و تحرک برای رسیدن به آن اهداف باشد. جوانان خوشبختانه زیاد تفکر می کنند و همه ابعاد کار و هدفشان را در نظر می گیرند ولی متاسفانه با کوچکترین مانع مسیر خود را تغییر داده و از اهداف خود دست بر می دارند و به دلیل تکرار این رفتار و تلقین این که ما نمی توانیم به اهداف خود دست یابیم (که عمدتاً موانع بیرونی را مطرح می کنند در حالی که عدم انگیزه دلیل اصلی شکست هاست) خود را شکست خوردة دائمی می دانند و در نتیجه اعتماد به نفس و ریسک پذیری در آنها از بین رفته و افسردگی و پریشان حالی گریبان گیر آنها می شود.
اهداف جوانان ما درست انتخاب نمی شوند زیرا بدون شناخت از خود و صرفاً با تکیه بر آرمان ها و آرزوها اهدافی را تداعی کرده و بدون در نظر گرفتن ابعاد شخصیتی برای دستیابی به آن تلاش نافرجامی دارند.
برای اینکه بتوانیم اهداف منطقی و واقع بینانه ای را تعیین و برای حصول آن گام برداریم باید از توانمندی ها و استعدادهای خود و همچنین نقاط ضعف و کاستی های خود نیز آگاه باشیم و بر مبنای آن برنامه ریزی کرده و گام های متوالی رسیدن به هدف را بپیماییم.
قاعده کلی همرنگ جماعت شدن با جماعت، عدم توجه به نیازهای جامعه به ویژه از نظر اقتصادی و معیشتی و راضی شدن به اهداف کوتاه مدت و شادی بیش از حد از به نتیجه رسیدن آنها و برعکس ناامیدی زیاد از شکست در این اهداف، همه و همه علل عدم انتخاب هدف و یا اهداف درست در شخصیت ماست که باید برای رفع این کاستی ها تلاش کنیم.
از خصیصه های دیگر می توان به حجب و حیا و یا مذهبی بودن جوانان شهرمان یاد کرد که در قیاس با سایر شهرها در حد قابل قبولی قرار دارند که این ویژگی شایسته تقدیر است.
خوشبختانه جوانان شهر ما بااستعداداند ولی متاسفانه پشتکار کافی ندارند (البته این خصیصه مختص جوانان شهر ما نیست و دامنه ای دارد به اندازه تعداد جوانان کشور؛ اما استثنا همیشه وجود دارد!) باید تلاش کنیم و از شکست نهراسیم؛ همیشه باید به سمت جلو گام برداریم و از حوادث و شکست های گذشته درسها بیاموزیم و آن تجربه را به کار بندیم و از قدرت و نیروی جوانی و استعداد خود استفاده کرده و رهنمون راه موفقیت و پیروزی شویم.
مطمئن باشیم که هیچ مقام و منصب و عنوانی به ما واگذار نمی شود مگر آن که شایستگی و لیاقت خود را نشان دهیم و سعی کنیم به هر نحو ممکن با تلاش و پیگیری های مستمر، نشان دهیم که دارای توانایی و استعداد و همچنین لیاقت انجام کارهای بزرگ و مهم هستیم. |