نفت همان دولت است  ودولت همان نفت است...جمله ای است از کتابی که  وقتی سن نویسنده اش را از پشت جلد کتاب خواندم باورم نشد چرا که هم قدرت تحلیلش هم  قلم هنرمندانه اش  مرا به شگفتی واداشت رضا امیر خانی نویسنده کتاب  نفحات نفت(جستاری در فرهنگ نفتی ومدیریت نفتی):

جوان ایرانی بایستی بیاموزدکه در دستگاه فکری عمیق تری-شاید نفت چندان هم مال حلال نباشدشاید نفت نه از اموال مردمان که از اموال پسینیان باشد که به امانت نزد ماست. جوان ایرانی باید بداندکه لقمه ی شبهه نیزمثل سایر عبارات مزهبی شوون مختلفی دارد.هیچ معلوم نیست که مفت خوری نفت اثار وضعی لقمه ی شبهه نداشته باشد. بترسیم که اگرکار رانفروختیم وزمان را فروختیم بی کاری را فراخواهیم گرفت. وپیامبر فرمود:که مومن اگر حرفه نداشته باشد دین می فروشد!فروش زمان به پول نفت یک دروغ کارمندی است .این که بگوییم در همه جای عالم به کارمندی که هشت ساعت  اداره می نشینداین مقدار مواجب میدهند یک قیاس مع الفارق است. زمان فروشی نیست -کار فروشی است...این که بگویی زمان طلاست وبالا ترین سرمایه ی ادمی است ومن ان را به ثمن  بخس او دراهم معدوده ی نفطی!در اختیار دولت قرار میدهم وکلی هن منت بار کنی و در این معامله دولت هم یارانه بار تو کندهمه وهمه در یک مغالطه از شکل قیاس معکوس شکل میگیرد.و....