وقتی سخن از دین میشه مثلا كسی نقدی به دین داره یا كسی تعریفی از دین می كنه و اساسا وقتی واژه دین به كار برده میشه حداقل 3 معنی می تونه داشته باشه :
دین 1:مراد از دین 1 مجموعه متون مقدس دینی مثلا قرآن به‌اضافه‌ی مجموعه‌ی احادیث معتبری که از چهارده معصوم به‌دست ما رسیده است یا مثلا متن انجیل و عهد جدید و یا تورات
دین 2:مجموعه تفاسیرو مسائلی كه علمای دین از دین 1 فهمیده اند و به دست ما رسیده است  این دین 2 در مجموعه‌ی آثار متکلمان، فقیهان عالمان اخلاق، فیلسوفان، عارفان و سایر علماء دین به یادگار گذاشته شده‌اند
دین3:مجموعه‌ی همه کارهایی است که دینداران مثلا مسلمین در طول تاریخ کرده‌اند این دین 3 یعنی دین در مقام عمل، دین آنچنان که  پیاده شده است. حالا درست پیاده شده یا نادرست.
همه این ها را گفتم تا بگم:

اگر كسی به دین3 یا حتی 2 اعتراضی داشت یا حتی اعتقاد نداشت ولی به دین 1 اعتقاد داشت نمی تونیم به راحتی انگ و تهمت بی دینی به او بزنیم

پی نوشت: همه حرف من در این پست اینه كه وقتی واژه دین را به كار می بریم سعی كنیم دقیق صحبت كنیم این واژه به غایت مبهم است
مثلا كسی به عملكرد مومنین ایرادی دارد می گوید ای بابا این چه دینی است خب مخاطب تصور می كند مشكل او با دین 1 و متن دینی است سریع موضع می گیرد و تكفیر و انگ بی دینی می زند در حالیكه اگر گفته بود مراد من از دین عملكرد آقای x است نه خود قرآن و روایات معتبر ،مشكلی پیش نمی اومد
من بیشتر دنبال این بودم كه در محاوراتمان و بحث های علمی واژگان را خوب به كار ببریم