یكی از اصول خودسازی نظری ،بنده دلیل بودن است .
بنده دلیل بودن به این معنی است كه ما در سخن ها و گفتگو هایی (چه آن سخن هایی كه می شنویم و چه آن سخنهایی كه بر زبان می آوریم) به دنبال دلیل باشیم ؛ خیلی وقت ها انسانهایی هستند كه می خواهند ذهن ما را با كلی گویی و لفاظی از وظیفه اصلی خود دور كنند نقل شده
هیتلر تقریباً تا زمانی كه جنگ شروع نشده بود و در سال های جنگ، دستور داده بود كه هیچ وقت سخنرانی هایش را در روزنامه های صبح چاپ نكنند و صبح ها نیز از رادیو پخش نشود.استدلالش- كه البته بعداً معلوم شد- این بود كه می گفت مردم صبح ها ذهن های خیلی تند و تیز دارند و هر سخنی كه من می گویم، به دنبال دلیلش هستند. اما هنگام عصر ذهن ها در اثر كار روزانه خسته و فرسوده می شود و حالت اسفنجی به خود می گیرد و دیگر اصلاً فكر نمی كنند كه مغالطه كرده ام(1)

لذا معمولا این دسته از انسان ها كه به عقل و شعور مخاطب توجه ندارند، همواره در صددند تا عقلانیت انسانها را از آنها بگیرند این ما هستیم كه باید سعی كنیم اولا با شناخت انواع مغالطات و ثانیا با دقت در اینكه هر سخنی را باور نكنیم ،به عقلانیت  خود پایبند باشیم
چقدر زیبا در قرآن این معنی بیان شده است که وقتی  جهنمیان مورد خطاب قرار می‏گیرند  و بر سر این موضوع بحث می‏کنند که چه چیزی ما را به اینجا کشانید، همه می‏گویند: اِنَّا أطَعْنَا سَادَتَنَا وَ کبَرائِنَا فَأضَلُونَا السَّبِیلاً (2)،یعنی ما از اکابر خودمان حرف‏شنوی داشتیم و آنها ما را به این راهها کشانیدند. این یعنی نوعی زندگی عاریتی و بدون تفحص و حرف‏شنوی كوركورانه و بدون دلیل از اكابر قومشان  كه باعث وضعیت بد ایشان شده است

پی نوشت 
1)روزنامه شرق / 18/2/85/ صفحه 16
2) احزاب/ 67