دور نمای زندگی-شعری از مهدی دافعیان
طی شد این عمر تو دانی به چه سان؟
پوچ و بس تند ،چنان باد دمان
همه تقصیر من است ،که نکردم فکری ،که چه سان می گذرد عمر گران....
هیچ کس نیز نگفت : زندگی چیست؟چرا می آییم؟
بعداز این چند صباح ،به کجا باید رفت؟
با کدامین توشه؟به چه سان باید رفت؟
نوجوانی سپری گشت به بازی ، به نشاط
فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات
پس از آن نیز نفهمیدم هیج
که چه سان باید زیست؟به کجا باید رفت...
همه گفتند جوان است هنوز،بگذارید جوانی بکند
بهره از عمر برد ،کامرانی بکند
بگذارید که خوش باشد و مست
بعد از این نیز ورا عمری است!
یک نفر بانگ برآورد که: او ،از همه باید ،فکر فردا باشد!
دیگری آوا داد،که:چو فردا بشود ،فکر فردا بکنیم
دیگری گفت:همان طور که دیروزش رفت،بگذرد امروزش،بگذرد فردایش!
کس مرا هیچ نگفت:
زندگی خوردن نیست
ثروت و قدرت نیست
زندگی غفلت نیست...
من شدم خلق که با عزمی جزم
پای از بند هواها گسلم
فارغ از شهرت از کینه و آز
از جوانمردی و عزت سرشار
در ره کشف حقایق کوشم
شربت جرئت و امید و شهامت نوشم
آنچه آموزم بر دگران آموزم
شمع راه دگران گردم و با شعله خویش
ره نمایم به همه ، گرچه سراپا سوزم...
این موسسه توسط جمعی از دانشجویان فارغ التحصیل از دبیرستان های شهیدخدمتی و ابریشم چی تاسیس و دارای مجوز رسمی از فرمانداری می باشد.از کلیه کسانی که می توانند در مسیر اهداف این موسسه گام بردارند دعوت به عمل می آید.برای آشنای به اهداف به بخش اعضای انجمن مراجعه شود .