یکی از مسائلی که برای جوانان در زندگی پیش میاید نقطه های کور و مبهمی است که با آن برخورد میکنند و تصمیم گیری برایشان مشکل است و گاهی با تصمیم نادرست و عجولانه و عدم دقت و تفکر در مسیر ناصحیح قرار میگیرند و چه بسا دچار خسارت فکری و دینی و مادی جبران ناپذیری میشوند.از این رو پیشوایان دینی چگونگی برخورد و رفتار صحیح در چنین مواردی را بیان کرده اند که اساس آن برمیگردد به شتاب نکردن در تصمیم گیری و پرهیز از هر گونه اقدام تا زمانی که حقیقت روشن گردد.

امام علی ع میفرمایند:

اساس عاقبت اندیشی گام نگذاردن در مسیرهای تاریک و نامعلوم است .

 

هنگام مواجه شدن با حوادث و قرارگرفتن در موضع تصمیم گیری ، آثار و عواقب کار برای هر فرد یا روشن است یامبهم .

طبیعتا هر انسان عاقلی وقتی عواقب کاری روشن و معلوم باشد به آن کار اقدام میکند و در صورت روشن نبودن آن هیچ اقدامی انجام نمیدهد.

امام باقر ع میفرمایند:

توقف در شبهات بهتر از فرو رفتن در هلاکت و چاه بدبختی است.

و همچنین امام علی ع دارند:

در راهی که پایانش معلوم نیست و خوف گمراهی وجود دارد،قدم نگذار زیرا اقدام نکردن در تحیر که احتمال گمراه شدن وجود دارد بهتر از سوار شدن بر مرکب خطرها و هلاکت هاست


ولی از خیلی از بزرگان شنیده ایم که به هنگام دو راهی ، با توکل بر خدا یکی را انتخاب کنیم و از آینده آن نهراسیم که اگر خیر باشد به صلاحمان بوده  و اگر شر باشد ، تجربه ایست گرانقدر که میتواند در ادامه مسیر زندگی هم به درد خودمان بخورد و هم ب درد آیندگانمان و نسل های بعدی . همچنین بحث شجاعت و ریسک پذیری چیزی است که با مطالب فوق الذکر منافات دارد.   براستی ریسک چیست و شجاعت و اقدام به انجام کاری که انتهایش معلوم نیست چه زمانی معنا پیدا میکند؟؟؟