اختلال شخصیت وابسته
افراد این گروه در وابستگی به دیگران از حدود و مرزهای طبیعی گذشته اند. همه ما به گونه ای به دیگران وابسته ایم اما نه به این معنی که بدون دیگران قادر به زندگی نباشیم.
شخصیت وابسته بدون یاری دیگران قادر به ادامه زندگی نیستند. این افراد از نوجوانی قادر به بریدن بندها ی وابستگی به خانواده نبوده اند.
اغلب این افراد به اطمینان گرفتن از دیگران ، نظر خواهی ، یاری گرفتن ، تأیید خواستن و خلاصه بنوعی به یک بردگی روانی تن در داده اند. اغلب این افراد نیازمند به تائید دیگران هستند. از تنهایی رنج می برند، به امید پشتیبانی و حمایت دیگری است که می توانند به زندگی ادامه دهند. ترس از این که مبادا به خود واگذاشته شوند و مجبور باشند که از خودشان مراقبت کنند رهایشان نمی کند. این افراد با کسی مخالفت نمی کنند چرا که مخالفت ممکن است به خشم دیگری بیانجامد و خشم می تواند بهانه ای باشد برای او را تنها گذاشتن و رفتن.
این بیماری شایع ترین بیماری شخصیتی در مراجعین به درمانگاه های اعصاب و روان شناخته شده ، در بررسی های آماری در آمریکا بین زن ها و مردها یکسان دیده می شود. احتمالاً در فرهنگ ایرانی این بیماری در زنان شایع تر است.
علائم تشخیصی عبارتند از:
1- این افراد بدون مشاوره با دیگری نمی توانند تصمیم بگیرند و اگر هم تصمیم بگیرند به کرات از دیگران نظرخواهی می کنند و پاسخها ی منفی، بسیار آنها را ناامیدخواهد کرد.
2- اغلب این افراد در بخشها ی عمده زندگیشان مسئولیت را به دیگری سپرده اند.
3- این افراد تنبل و بی انرژی نیستند بلکه به طرح و نحوهء اجرا و تصمیمات خودشان اعتماد ندارند و نیازمند هستند که دیگری آنها را سرپرستی کند و جابجا در مسیر کار ، درستی عملیات را تأیید نماید.
4- برای نگهداری منبع حمایت از هیچ کاری دریغ نمی کنند حتی اگر لازم باشد به کاری دست بزنند که تحقیر آمیز و ناخوشایند است.
5- از تنهایی ناراحت و ناامید می شوند در واقع تنهایی بطور اغراق آمیزی دردناک و غیرقابل تحمل و بی پایان تجسم می شود.
6- این افراد به محض جدائی شان از مرجع حمایتی به سرعت خودشان را به دامن رابطه دیگری می اندازند که طبعاً عجولانه و شایعاً ناموفق خواهد بود.
7- اگر با مسئله ای مخالف باشند ، از ترس این که حمایت دیگری را از دست بدهند ، نظرشان را بیان نخواهند کرد.
این افراد در زندان نیازمندیهای شان زندگی می کنند، از اعتماد به نفس بی بهره اند ، در گفتگو ازخویشتن اغلب تحقیر آمیز و ناتوان یاد می کنند، به عبارت دیگر حرمت نفس ندارند.
در گفتگوی با دیگران حتی اگر با نظریات دیگری مخالف هم باشند او را تأیید می کنند مبادا که با ابراز عدم توافق جایگاه خودشان را به خطر بیاندازند.
این افراد اغلب علائم بیماری شخصیتی دیگری را هم نشان می دهند.
شایعاً به افسردگی ها و بیماری های اضطرابی مبتلا خواهند شد.
درمان این افراد روان درمانی است و بیشتر کار روی اعتماد به نفس، و انجام کارها و فعالیتهای مناسب بدون مشورت با دیگران متمرکز خواهد بود.
روانکاو برای این افراد الگو خواهد بود و باید مراقب باشد که وابستگی بیمارگونه به وجود نیاید.
آموزش مهارتهای اجتماعی و اتکاء به نفس همراه با منطق درمانی و رفتار درمانی کمک بسیاری به این بیماران خواهد کرد.
در موارد افسردگی و اضطراب درمانهای داروئی نقش ارزنده ای دارند.
این موسسه توسط جمعی از دانشجویان فارغ التحصیل از دبیرستان های شهیدخدمتی و ابریشم چی تاسیس و دارای مجوز رسمی از فرمانداری می باشد.از کلیه کسانی که می توانند در مسیر اهداف این موسسه گام بردارند دعوت به عمل می آید.برای آشنای به اهداف به بخش اعضای انجمن مراجعه شود .